شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

122

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

زينهار تا در حفظ جوانب تعظيمشان و تفخيم قدر ايشان « 1 » ، شرايط مبالغة را كار بندند و در تقديم مراسم حقوق « 2 » اين گروه سرمايهء مقدرت مصروف دارند و صلاح عباد و رشد امم در زبان تيغ و قلم مبهم « 3 » شناسند چنان كه گفته‌اند : صلاح العباد و رشد الامم * و امن البريّة من كلّ غمّ بشيئين مالهما ثالث * بخرق الحسام و رفق القلم * 24 و لشكريان و اهل سلاح را گفت كه زبان تيغ بىدريغشان « 4 » كه مفسّر آيات فتح و ظفر است و لمعان سنان فتنه نشانشان ، نگهبان دين و دول « 5 » ، دليران روزگارند و جانبازان كارزار كه به رمح خطى * 25 و عذبهء قنات ، و شاح * 26 از بر نبات بگشايند و به سوفار تير ، كلك از بنان تير و نگين از انگشترى « 6 » مشترى بربايند و خواب خصم به نوك سنان دهند و رقاب گردنكشان در ربقهء عهد و پيمان آرند . لمولفه « 7 » : اگر سوى فلك بازو گشايند * به ناوك خوشه پروين ربايند چنان شمشير كين از كف برآرند * كه درياها ز هيبت كف برآرند چو ميدان گير ، چوگان جوى گردند * قزح چوگان ، مه نوگوى گردند و لهم فى لحوم المطعنين مطامع * و فى مهجات المشركين مطاعم * 27 و شرح فضايل « 8 » ايشان هرچند گويند هنوز از هزار يكى و از بسيار اندكى باشد و كشاورزان و ارباب حراثت را گفت كه آبادانى مملكت خواقين از ثمرات اجتهاد دهاقين است آنچه به نجح آمال و نظام احوال خلق بازگردد و وسيلت بقاى نوع و ذريعت * 28 قوام عالم و واسطه عقد معاش بنى آدم باشد به سعى و كوشش اهل حراثت منوط است و تكثير نفع و تثمير ريع * 29 و وفور دخل و حصول مال به مساعدت و معاضدت ايشان مربوط . رنجهايى كه جبال راسيات از تحمل آن عاجز آيند ، احتمال كنند و در فصلى كه

--> ( 1 ) - ب و ج : + به . ( 2 ) - ب و ج : + احترام . ( 3 ) - ب و ج : + و مدغم . ( 4 ) - ب و ج : + را . ( 5 ) - ب و ج : + واو . ( 6 ) - ب و ج : انگشتر . ( 7 ) - ب و ج : - لمولفه . ( 8 ) - ب و ج : شرح مردانگى و شجاعت .